الگوی اسلامی شادکامی
113 بازدید
ناشر: دارالحدیث
نقش: نویسنده
سال نشر: 1392
تعداد جلد : 1
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
شماره چاپ : 1
زبان : فارسی
شادکامی از موضوعات مهم زندگی است که مورد علاقه همه مردم بوده و مکاتب مختلف به آن پرداخته‌اند. هدف این پژوهش آن است که با رویکردی روان‌شناختی، دیدگاه اسلام در باره شادکامی را کشف و تبیین نماید. در این پژوهش از روش کیفیِ تحلیل محتوا استفاده شده است. این روش که توسط پژوهشگر طراحی شده، متناسب با مقتضیات متون اسلامی(قرآن و حدیث) بوده و دارای سه بخش عمده فهم روان‌شناختی «تک‌گزاره‌ها»، «تک‌مفاهیم» و «مناسبات میان مفاهیم» می‌باشد. در این بررسی، بیش از 50 موضوع و دست کم 6000 متن در منابع اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و با استفاده از روش یاد شده، اطلاعات لازم استخراج و طبقه‌بندی شد و سپس مورد تحلیل و پردازش قرار گرفت. در بخش روان‌شناسی مثبت‌گرا نیز با استفاده از منابعِ در اختیار، نظریه‌های شادکامی مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات لازم استخراج شد. یافته‌های این پژوهش عبارتند از این که: اولاً شادکامی دو رکن اساسی دارد: یکی «خیر» و دیگری «سرور». ثانیاً در دیدگاه اسلام، سعادت در دو سطح دنیوی و اخروی تعریف می‌شود که سطح دنیوی آن، هر چند مقتضیات حیات دنیوی را به رسمیت می‌شناسد، اما در راستای سعادت اخروی قرار می‌دهد. ثالثاً ساختار احساس شادکامی از دو جزء اساسی «رضامندی» از تقدیر و «نشاط» تشکیل می‌شود. البته متناسب با انواع تقدیر، رضامندی چهار قلمرو دارد: خوشایندها، ناخوشایندها، بایدها و نبایدها. اصطلاحات خاص هر کدام از این قلم‌روهای چهارگانه نیز عبارتند از: «شکر» در خوشایندها؛ «صبر» در ناخوشایندها؛ «رغبت» به بایدها(طاعت)؛ و «کراهت» از نبایدها(معصیت). همچنین متناسب با ابعاد انسان، نشاط به دو بخش مادی و معنوی تقسیم می‌شود. رابعاً شادکامی یک مبنای اساسی دارد و آن توحید است. از این مبنای اساسی، مبانی انسان‌شناختی، جهان‌شناختی و دین‌شناختیِ مربوط به شادکامی سرچشمه می‌گیرند. خامساً در بعد عوامل، بررسی‌ها نشان داد که عامل اصلی رضامندی، «خیرباوری» و عامل اساسی نشاط، شادی و لذت است. سادساً در این بررسی مشخص شد که در باره شادکامی، دو رویکرد در روانشناسی وجود دارد: یکی لذت‌گرا و دیگری سعادت‌گرا؛ که دومی با منطق اسلام هماهنگ‌تر می‌باشد. در بعد نظری نیز نظریه‌های متفاوتی ارائه شده‌اند و هر کدام نیز عواملی را مطرح کرده‌اند. هر چند در مواردی هماهنگی میان این نظریه‌ها و عوامل با دیدگاه اسلام به چشم می‌خورد، اما در مجموع، از سویی سکولار بوده و رنگ توحیدی ندارند؛ از دیگر سو منطبق با همه یا برخی از واقعیت‌های حیات انسانی نمی‌باشند؛ و از جهت سوم فراگیر و همه جانبه نیستند و به بخشی از ابعاد پرداخته‌اند؛ و از جهت چهارم نمی‌توانند تداوم شادکامی در حیات اخروی را تأمین کنند. نتیجه این که برای تحقق شادکامی باید الگوی «زندگی موحدانه» را که به معنای توحیدباوری(ایمان) و تنظیم زندگی بر اساس آن می‌باشد، اجرا نمود. در این الگو، شادکامی توسط خداوند تقدیر و تدبیر می‌شود، اما تحقق آن بسته به واکنش مناسب فرد می‌باشد. از این رو، فرد باید «واقعیت‌های توحیدی» مربوط به شادکامی را بشناسد (واقعیت‌شناسی توحیدی) و خود و زندگی‌اش را با آن هماهنگ سازد (هماهنگ‌سازی با واقعیت‌های توحیدی). نتیجه آن می‌شود که زندگی، به طور کلی معنایی خدایی پیدا می‌کند و فرد بر اساس آن، همه تقدیرهای خدا را به طور کلی خیر ارزیابی می‌کند و به رضامندی کلی می‌رسد. در ابعاد چهارگانه زندگی نیز، از سویی نسبت به نعمت‌ها «شکرگزار» و نسبت به بلاها «بردبار» می‌گردد و از دیگر سو نسبت به طاعت «رغبت» پیدا کرده آن را انجام می‌دهد و نسبت به معصیت «کراهت» پیدا کرده آن را ترک می‌کند. همچنین با رویکردی توحیدی، به لذت مادی و معنوی با شرایط مشخص شده آن می‌پردازد و لذا نشاط را نیز تأمین می‌کند. بدین سان، از ترکیب رضامندی و نشاط با اجزای آن‌ها، احساس شادکامی تحقق می‌یابد. این الگو می‌تواند مورد استفاده برنامه‌ریزان برای افزایش شادکامی در جامعه قرار گیرد. همچنین تک‌موضوعات خُرد این پژوهش و موضوعات پیرامونی آن می‌تواند مسئله تحقیقات روان‌شناختی قرار گیرد و با تهیه مداخله‌ها، ساخت تست‌ها و ... ادبیات روان‌شناختی آن نیز تکمیل گردد. کلید واژه‌ها: سعادت، رضا، نشاط، صبر، شکر، طاعت، معصیت، لذت، توحید، ایمان.